مقالات مدیریتی و کارآفرینی

32 راز برندینگ – قسمت دوم

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

برند معتبر بودن نتیجه یک عمر تجربه مثبت ایجاد کردن است.

 

ما معمولاً در مذاکرات اسیر عقاید حاکم بر خود و برچسب هایمان هستیم.

متاسفانه آنها در ناخودآگاه تان ذخیره می شوند. با صحبتهای مثبت با خود،

برچسبهای مناسبی را جایگزین کنید.

 

روی برندینگ شخصی خودتان کار کنید تا به شما این جسارت را بدهد تا از شغل

یا شریکی که دوستشان ندارید، جدا شوید.

 

اندیشه شما روی احساستان تاثیر گذاشته، و احساس شما روی فعالیتتان.

در بحران ابتدا نگرش و دید خود را تغییر دهید.

 

آب سمبل قدرت برای من است، زیرا بدون هیچ بهانه ای، بی درنگ خود را با

شرایط تطبیق می دهد.

 

کلید موفقیت، تمرکز ذهن روی چیزی است که آرزوی شماست ، نه آنچه شما را می ترساند.

 

در بحران تصمیم با شماست، نا امیدی یا ایمان داشتن به خدایی که همیشه

بهترین کار را برای تو انجام خواهد داد.

 

“دوست داشتن خود” در سخنرانی و مذاکرات باعث اتکا به نفس، مثبت گرایی و احترام

به خود و دیگران است.شما زمانی میتوانید دوست داشتن خود را افزایش دهید که بپذیرید

خود را آنگونه که هستید و سازگار شوید با جنبه هایی از خود، که نمی‌توانیم تغییرشان بدهیم.

البته مراقب باشیدکه این امر با خود بینی، خودپسندی و خود بزرگ بینی، فرق میکند.

 

برندینگ شخصی یعنی نکاتی که پشت سر ما گفته میشود، و ارزش آن یعنی وقتی

دارایی ما مفقود شود چقدر محبوبیم.

 

موفق و پیروز باشید

نیما کیمیایی

گروه مشاورین کسب و کار پریمیوم

32 راز برندینگ – قسمت اول

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

32 راز برندینگ – قسمت اول

ما شکست در نتیجه مذاکرات را میفهمیم چون می بینیم،

ولی لزوماً شکست قلب طرف مقابل خود در مذاکرات در برخی از موفقیتهای

خود را نمی فهمیم، چون نمی بینیم.

فهمیدن این امر در برندینگ شخصی شما نقش کلیدی دارد.

 

یکی از راه‎های موفقیت و تعالی سازمانی ، تلاش در راستای رشد همکاران،

رقبا و زیردستان شماست.

برخی از مدیران، رشد کارکنان و حتی رقبا را وقت تلف کردن میدانند در حالی که

یادمان باشد تیمهای لیگ اسپانیا به دلیل داشتن رقبای قدرتمند نسبت به سایر لیگها

از عملکرد خوبی برخوردارند.

رشد و توسعه دیگران، شما را تبدیل به رهبری می‎کند که یک سر و گردن از دیگران

بالاتر بوده و همواره به فکر توسعه ظرفیتهای سازمانی و پیشرفت افراد باشید.

 

آن کسی را در سازمان خود بسیار تقدیر کنید که در راستای کسب نیرویی برای موفق شدن

در سازمان،لحظه لحظه در تلاش است.

پرسنلی به درد میخورد که آرزوی مدیرعاملی داشته باشد.

 

میزان جوانی خود را بر اساس نگرش سولون تخمین بزنید.

او میگوید راز جوانی من در این است که هر روز چیز تازه ای یاد میگیرم.

 

شاید این نکته من را قبول نداشته باشید. ولی وقتی کارشناس فروش بودم

ترجیح میدادم ، کاری انجام دهم که درست است و میدانستم برای آن کار

ساخته شده ام ،حتی اگر مورد نفرت دیگران قرار میگیرفتم مانند ایجاد واحد آموزش

مراحل ۶ گانه خودرویی و استاندارد سازی فرایندهای فروش در سال ٨٧.

در ادامه برای محبوب بودن کاری را نمی کردم که از آن جنس نبودم .

 

در مذاکره لطفا خود را از زاویه دید طرف مقابل نقد کنید.

جالب است نقد کردن خود از نقد دیگران خیلی مشکلتر است.

اگر توانستید به خود در مذاکره نمره عادلانه ای دهید، معلوم میشود

آماده تبدیل به مذاکره کننده حرفه ای هستید.

 

چه زیباست هنگامی که در اوج قدرت و بی نیازی با نگرش برد – برد

مذاکره کنید و ترقی خدمت سیاست مذاکره شما باشد.

 

اگر به دنبال تصمیم گیری صحیح در اکنون خود هستید، گذشته خود را بپذیرید،

نه آنکه آنرا انکار کرده ویا نسبت به اشتباهات قبلی ،خود را سرزنش نموده،

خشمگین شده و یا افسرده گردید.

 

در فروش و مذاکرات طرز پوشش و بوی بدن نامناسب می تواند باعث شود

تا بالغ طرفین بالا نیاید و در کودک بماند.

در واقع لباس پوشیدن به طرز نامرتب به دیگران این پیام را می دهد که شما

مراقب افکارتان، کارتان، آینده تان و … نیستید و نباید به شما اعتماد کرد.

 

وقتی ترقی خدمت محور نگرش شما به بازار و مشتریان باشد، این امر

شاخ و برگ غرور را هرس می کند.

 

ادامه مطلب را در پستهای بعدی دنبال بفرمایید.

 

موفق و پیروز باشید

نیما کیمیایی

گروه مشاورین کسب و کار پریمیوم

چگونه از شَرِ رقیب ارزانِ بی کیفیت خلاص شویم؟

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

چگونه می‌توان از شکست کسب و کار در برابر رقیبی که

محصولی با کیفیت پایین داشته و تنها مزیت برترش

قیمت پایین اوست، جلوگیری کرد؟

 

این دلیلی است که چرا «مندل» تصمیم گرفت که اثاثیه کیفیت بالا را به جای اثاثیه ارزان کم کیفیت‌تر

در پژوهش خود بررسی کند.

او گفت “یک مشکل تاریخی وجود دارد که دانشجویان زیرک علوم اقتصادی در دوره‌های بازاریابیشان

همواره مطرح می‌کنند، ما همواره به آن ها توصیه می‌کنیم که در برابر محصول نامرغوب خود را

درگیر جنگ هزینه نکنند؛ چرا که آن ها شکست خواهند خورد. ما به آن ها می‌گوییم که کیفیت را

به عنوان میدان جنگ قرار دهند؛ چرا که این جنگی است که بیشترین احتمال را دارد که پیروز گردند.”

او ادامه داد: “خوشبختانه برای من، بهترین دانشجویان در آن کلاسها هرگز با آن توصیه کلی ارضا نشدند.

آن ها می‌گفتند: “بله، اما چگونه؟” و من هرگز واقعاً  پاسخ خوبی برای آن ها نداشتم و این امر، خود

پرسش مهمی را به دست داد که مرا برای پروژه پژوهشی برانگیخت.

خوشبختانه پس از آنالیز نتایج آنها، «مندل» و «جانسون» در موقعیتی بودند که پاسخ شگفت انگیز و

ساده‌ای به پرسش “بله، اما چگونه؟” بدهند.

در نوشته‌ای که آن ها در سال 2002 منتشر نمودند (از آن زمان تا کنون بارها بازنگری گشته است)،

شرح می‌دهند که چگونه تنها با قراردادن ابرهای پف کرده در پس‌زمینه صفحه اصلی سایت، قادر بودند

که توجه بازدیدکنندگان وب سایت را به ویژگی راحت بودن سوق دهند.

وقتی که از آن ها پرسش شد که در یک مبل به دنبال چه چیزی هستند، این مانور، بازدیدکنندگان

را به این سوق داد که سطوح بیشتری از اهمیت را به راحتی تخصیص دهند.

همچنین همان بازدیدکنندگان برای جستجو در سایت برای اطلاعات درباره ویژگی‌های راحتی مبل‌های

موجود و به طور قابل توجهی برای انتخاب یک مبل راحت‌تر (و گران‌تر) در ترجیح خرید آن ها

اشتیاق بیشتری نشان دادند.

برای اطمینان از آنکه نتایج آن ها ناشی از پس زمینه صفحه اصلی بوده و نه به دلیل برخی

ترجیحات راحتی به دلیل صفات کلی انسانی ، «مندل» و «جانسون» فرایند خود را برای بازدیدکنندگان

دیگر برعکس کردند، یعنی برای آن ها با نشان دادن عکس سکه به جای عکس ابر، پس زمینه‌ای قرار دادند

که توجه آن ها را به هدف اقتصادی سوق می‌داد.

این بازدیدکنندگان سطوح بیشتر اهمیت را به بها تخصیص دادند، سایت را به طور اولیه برای اطلاعات بها

جستجو نمودند و یک مبل ارزان قیمت را انتخاب کردند، به طور چشم گیری به رغم رده بندی اهمیت،

رفتار جستجو و ترجیح‌ خرید، که همگی با پس‌زمینه صفحه اصلی پیش-القا شده بود.

وقتی که از آن ها پرسش شد، بیشتر شرکت‌کنندگان نپذیرفتند که تصویر ابرها یا سکه‌ها آن ها را  متأثر ساخته اند.

 

مطلب فوق بخشی از کتاب پیش القایی می باشد که به زودی برای اولین بار در کشور،

توسط گروه مشاورین پریمیوم منتشر خواهد شد.

جهت پیش ثبت نام خرید کتاب پیش القایی با کارشناس بخش تألیفات، سرکار خانم رؤیا دولتداد،

با شماره تلفن 09120815155 تماس بگیرید.

موفق و پیروز باشید

گروه مشاورین پریمیوم

اهمیت توجه …. خود اهمیت است

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

چرا ما معمولاً فرض می‌کنیم که هرچیزی که

در لحظه بدان متمرکز می‌شویم، اهمیت خاصی دارد؟

یک دلیل این است که هر چیزی که ما بر آن متمرکز می‌شویم، معمولاً اهمیت ویژه‌ای

در لحظه دارد. این تنها منطقی است که توجه برجسته‌ای به فاکتورهایی کنیم که

بیش‌ترین اهمیت و کاربرد را در یک موقعیت خاص برای ما دارند مثل: صدایی عجیب در تاریکی،

بوی سیگار در تئاتر، مدیرعاملی که شروع به صحبت می‌کند.

گونه‌های جانوری غیر از انسان نیز بدین صورت عمل می‌کنند و اولویت‌های مشابهی را آشکار می‌کنند.

برای مثال میمون‌های «رزوس» [میمون‌های دم کوتاه هندی] برای فرصت دیدن

اعضای مهم (مقام بالا) «کلونی» خود، انعامی به شکل پاداش‌های خوراکی پرداخت می‌کنند،

اما برای انتقال توجه‌شان به اعضای غیر مهم، انعام خوراکی دریافت می‌کنند.

در همه گونه‌ها و برای همه دلایل، توجه مستقیم به گزینه‌هایی که از نظر مرتبه

در رده بالایی هستند قابل درک است.

با این وجود سیستمِ ملموسِ تمرکزِ منابعِ محدودِ توجه بر چیزی که البته

اهمیت ویژه‌ای دارد، یک نقص دارد و آن هم اینست که ما می‌توانیم این باور نادرست را پیدا کنیم

که یک چیز مهم است، فقط به دلیل اینکه توسط برخی فاکتورهای نامربوط برای توجه دقیق به

آن چیز رهنمون شده‌ایم.

اغلب بیشتر مردم باور دارند که اگر آن ها به یک چیز، ایده، رویداد، یا گروه توجه می‌کنند،

ممکن است برای تضمینِ درنظر گرفتن، به اندازه کافی مهم باشد.

اما این درست نیست، “تنظیم برنامه-‌کاری” در آمریکا و آلمان مثالهایی‌اند که این را نشان داده‌اند.

 

تنظیم برنامه-کاری

در چنان مواردی، پوشش خبری اتخاذ شده توسط عنصر داستان، در وقت لازم

یا از طریق احساسات، زمانی که مورد تمرکز قرار گیرد، توجه مخاطب را جلب نموده و تغییر می‌دهد.

پس، این تمرکز تغییر یافته، ارزیابی اهمیت مسائل ملی را از دیدگاه مشاهده‌گران متأثر ساخت.

پس از تشخیصِ حد آسیب‌پذیری ما دربرابر انحراف تمرکز، من در نهایت به ارزش یک جمله معروف

از عوامل نشریه «هالیوود» پی بردم که می‌گوید: “چیزی به عنوان بدنامی وجود ندارد.

من همیشه فکر می‌کردم که این گفته بی معنی است؛ چرا که موارد به یاد ماندنی از تخریب شهرت

و درآمد برخی چهره‌های مشهور وجود داشته است.

به عنوان یک مثال، «گولفر تایر وود» درآمد سالانه حدود 22 میلیون دلاری خود در فعالیت‌های تبلیغاتی

را در پی افشای رسوایی جنسی در سال 2009 از دست داد.

اما اکنون ایده را درمی‌یابم؛ در حالی که ممکن است از برخی جهات نادرست باشد، می‌تواند در

جنبه‌های دیگری درست باشد.

غالباً گفته شده است که افراد مشهور از عاقبت یک چیز بیش از هرچیز دیگری می‌ترسند و آن،

فراموش شدن، نادیده انگاشته شدن، یا به روش‌های دیگر از توجه فرهنگ عمومی حذف شدن می‌باشد.

شهرتِ نیرومند ناگهان آن ها را به روشی نادیده می گیرد که بدترین عاقبت‌هاست؛

چرا که پیش از آن برای ایشان توجه را به ارمغان ‌آورده و توجه، عمده آن ها را

با اهمیت حتمی تعمید می دهد.

 

نتیجه

پس، متقاعدکننده‌ای که به طوری هنرمندانه‌، توجه بیش از حدی را به ویژگی خواستنی‌تر

یک عرضه معطوف می‌نماید، یک پیش-القاگر موفق خواهد بود.

یعنی نه تنها در روشی مبتنی بر توجه مستقیم، مؤثر واقع می‌شود (برای مقدمه ‌چینی به جهت

اینکه مخاطب آن ویژگی را کامل در نظر بگیرد)، بلکه همچنین با مقدمه‌چینی برای عاریه گرفتن

اهمیت یک ویژگی بزرگنمایی شده، حتی پیش از آنکه آن را بیازمایند، به کار می آیند.

زمانی که مخاطبان آن را کامل تلقی ‌کنند، یک تأثیردوگانه را تجربه می‌کنند.

احتمالاً آن ها متقاعد می‌شوند که آن جنبه ویژه با علائمی بی طرف، آن ها را به سوی آن

هدایت کرده است و همچنین با تلقی کردن سایر جنبه ها به عنوان چیزهای فرعی به ویژه مهم،

برای ایشان مطلوبیت ویژه‌ای خواهد داشت.

 

این مطلب بخشی از کتاب پیش القایی می باشد. اگر به مطالعه جزئیات و آموزه های بدیع

این کتاب علاقمند هستید، جهت رزرو و پیش ثبت نام خرید این کتاب با کارشناس

بخش تألیفات گروه مشاورین پریمیوم (سرکار خانم دولتداد) به

شماره تماس 09120815155 تماس بگیرید.

 

موفق و پیروز باشید

گروه مشاورین پریمیوم

توجه هزینه دارد!

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

تناسبات (و نباید‌های) توجه متمرکز

 مطلب زیر بخشی از کتاب پیش القایی می باشد:

 

در زبان انگلیسی ما می‌گوییم که توجه پرداخت کن (pay attention to)، که به روشنی

دلالت بر فرآیندی دارد که هزینه‌بر است.

پژوهش در عملکرد ادراکی، به ما شکل این پرداخت هزینه را نشان می‌دهد.

زمانی که توجه به چیزی پرداخت می‌شود، بهای آن، از دست دادن توجه به چیزی دیگر است.

البته به دلیل این است که در یک زمان، ظاهراً ذهن انسان قادر به نگهداری تنها یک چیز

در خودآگاهی است.

هزینه آن، از دست دادن لحظه‌ای توجه و متمرکز به چیزی دیگر است.

آیا تا به حال دقت کرده‌اید که تجربه (تجربه اصیل) دو چیز در یک زمان چقدر دشوار است؟

برای مثال من می‌دانم که اگر من در حین رانندگی، شروع به جستجوی دقیق یک خروجی بزرگراه کنم،

در حالی که به یک سی‌دی گوش می‌کنم، گوش کردن من به سی‌دی متوقف خواهد شد و اگر من

با دقت به موسیقی گوش دهم، غالباً خروجی بزرگراه را گم خواهم کرد.

در این رابطه، سیستم پخش سی‌دی خودرو به طوری طراحی گشته است که مثل ذهن من

کار می‌کند که تنها یک تراک موسیقی را در هر زمان پخش می‌کند.

این دلیل خوبی دارد؛ چرا که نابخردانه است که بیش از یک تراک را در هر زمان پخش کند.

حتی با وجود اینکه همیشه چندین تراک‌ اطلاعاتی در دسترس است ولی ما به طور آگاهانه

تنها آن را که می‌خواهیم در لحظه ثبت کنیم، انتخاب می‌کنیم.

هر آرایش دیگری اضافه بار بوده و قادر نخواهد بود که به جنبه‌های متمایز ورودی درهم آمیخته

(بیش از یک ورودی) و واکنش نشان دهد.

بهترین کاری که می‌توانیم برای مدیریت کانال‌های مختلف اطلاعاتی بکنیم، پس و پیش نمودن

در میان آنها و در نتیجه باز و بسته کردن دروازه آگاهی به روی هرکدام از آن ها به نوبت خواهد بود.

این مهارت به وظیفه‌مندی چندگانه، توانایی تمرکز بر چندین فعالیت در یک چارچوب زمانی یکسان،

امکان می‌دهد (شاید صحبت کردن با تلفن در زمان خواندن یک پیام در ایمیل).

هرچند به نظر می‌رسد ما در یک زمان بر روی بیش از یک چیز تمرکز کرده‌ایم، اما این پنداری خام است.

ما فقط سرعت تمرکز خودمان را تغییر می‌دهیم.

با این وجود همان گونه که بهایی برای پرداخت توجه وجود دارد، بهایی نیز برای تغییر آن وجود دارد.

به مدت حدود نیم ثانیه در طی یک تغییر تمرکز، یک نقطه میرایی ذهنی را تجربه می‌کنیم که

«چشمک توجه» نامیده می‌شود و آن زمانی است که ما نمی توانیم اطلاعات تازه برجسته شده

را به صورت آگاهانه ثبت کنیم.

به خاطر این است که من، از دست کسی که که تلاش می‌کند کار دیگری را در همان زمان

حرف زدن با من انجام دهد عصبانی می‌شوم.

آیا تا به حال با کسی تماس تلفنی داشته‌اید که ‌توانسته‌اید حدس بزنید او در حال انجام دادن

کار دیگری است، شاید به دلیل آنکه شما صدای برهم خوردن برگ روزنامه یا کلیک بر روی

کیبرد کامپیوتر را می‌شنیدید.

این به من نشان می‌دهد که کسی که با او در حال صحبتم به خاطر اطلاعات دیگری،

می‌خواهد اطلاعاتی را که من فراهم می‌آورم از دست بدهد.

این همیشه به صورت نوعی تنزل مرتبه احساس می‌شود، آن به من گوشزد می‌کند که

ورودی من(داده‌های من)، نسبتاً  غیر مهم تلقی شده‌اند.

اما من تنها کسی نیستم که گوشزد می‌شود، این همچنین به کسی که با او در تماسم،

همان را می‌گوید.

به دلیل اینکه مردم به درستی باور دارند که چیزی را که انتخاب می‌کنند بدان توجه کنند (یا نکنند)،

بیانگر چیزی است که به آن ارزش می‌نهند.

 

نویسنده کتاب: رابرت سیالدینی

گردآوری و تنظیم: رؤیا دولتداد

گروه مشاورین پریمیوم

 

راهی برای تغییر انتخاب افراد

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

فریب نه، بلکه تمرکز

جواب در ارتباط با یک انگیزش عملی رایج است که می‌تواند انتخاب یک فرد را

به طور فوق العاده ای تغییر دهد.

فرض کنید که در یک میهمانی، من انگشت شما را به آرامی به پشت خم کنم

و براساس مقاومت و انحنای آن، ادعا میکنم که شما یک فرد کاملاً لجوج هستید.

در حالی که در جهتی که شما نمی‌خواهید بروید تحت فشار گذاشته شده‌اید،

من شما را به ویژگی لجوج بودن متمرکز خواهم کرد، در حالی که شما را در یک سرازیری

روانشناختی به طور غیر منصفانه ساخته شده، برای تأیید قضاوتم می‌فرستم؛

این روش کارکرد آن است.

برای بررسی این که آیا من درست گفته‌ام یا نه، شما به طور خودکار شروع به جستجوی دفعاتی

که لجبازانه عمل کرده‌اید (فقط آن دفعات) خواهید نمود و تقریباً همیشه به یک مورد آماده می‌رسید.

لجبازی” هنگام تحت فشار قرار گرفتن، یک احساس شخصی غالب است.

اگر شما این بررسی متمایل را بیشتر گسترش دهید، به مورد دیگری که به طرز مشابهی

رخ داده است، می‌رسید.

احتمالاً با یک نگاه خودآگاهی، به من نگریسته و تأیید خواهید کرد که به هدف زده‌ام.


اکنون فرض کنید که در عوض، به شما بگویم “شما فرد انعطاف پذیری هستید،

کسی که پس از به دست آوردن اطلاعات جدید، مشتاق به شمار آوردن آن و

تعدیل موقعیت خودتان هستید.” این بار من شما را در جهتی مخالف سوق داده‌ام

و در یک سراشیبی متفاوت راهی نموده‌ام، ترفندی برای اطمینان از این که شما

موقعیت‌هایی را در گذشته خواهید یافت که تغییرات را پذیرفته‌اید.

در نتیجه احتمالاً شما همان حافظه مایل را جستجو نموده و پیش‌بینی مرا در مورد

انعطاف پذیری بنیادین خود، قطعاً صحیح قلمداد خواهید کرد.

برای این که چرا شما در افتادن در دام ترفند من آسیب پذیرید، دلیلی دقیقاً انسانی وجود دارد،

نام علمی این روش «استراتژی آزمون مثبت» است و به این منجر می‌شود.

در بررسی اینکه آیا یک موضوع صحیح است، مردم معمولاً به دنبال نشانه‌هایی درست

می‌گردند و نه بدنبال مواردی که بدانگونه نبوده است؛ تأیید ایده به جای عدم تأیید.

 

مطلب فوق بخشی از کتاب پیش القایی می باشد که به زودی توسط گروه مشاورین پریمیوم

منتشر خواهد گردید.

جهت پیش ثبت نام با کارشناس بخش تألیفات (سرکار خانم دولتداد) با شماره 09120815155 تماس بگیرید.

 

موفق و پیروز باشید

نیما کیمیایی

خرید یک Business چگونه است؟

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

سؤال مدیران کسب و کارهای بزرگ در مورد بازی ها

و روشهای لازم در زمینه خرید یک کسب و کار می باشد.

در پاسخ به این پرسش لازم است که به جنبه ها و ابعاد مختلفتی توجه داشت،

مخصواً که لازم است با آن افراد و تیم مدیریتی آن ها در جلسات گوناگون و با تیم های

گوناگون مذاکره و مصاحبه داشت تا از ایشان به شناخت بیشتری دست پیدا کنیم.

البته مهمتر از ارزیابی و تجزیه و تحلیل تیم مدیریتی، ارزیابی خود آن شرکت می باشد

با کسب اطلاعاتی بیش از آنچه که خودشان در اختیار ما قرار می دهند.

مانند استفاده از اطلاعات موجود در فضای مجازی اعم از شکایاتی که از این شرکت

صورت گرفته و یا  مانند شرایط و پیشینه شرکت اگر که در بورس وجود دارد،

شناخت نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدید هایی که گاهی برای خودشان ایجاد کرده اند.

یکی از مهمترین انواع ارزیابی، شناخت و بررسی شرکت از دید مشتری می باشد.

نکته بعدی که لازم است بدان توجه داشته باشیم، منابع مالی شرکت می باشد.

اینکه متوجه شویم چه منابع مالی در اختیار دارند که حاضرند آن ها را مورد معامله قرار دهند.

باید توجه داشت که بخشی از منابع مالی و مواردی که مورد معامله قرار می گیرند، قابل دیدن

یا tangible هستند و بخش دیگری از این منابع مانند brand قابل مشاهده نیستند و لازم است

که ما در ابتدا اطلاعات لازم را در زمینه روش یا بازی هایی که این شرکت در زمینه آنها دارند،

بدست بیاوریم و بعد از آن به مذاکرات ادامه بدهیم و بعد از اتمام مذاکرات در زمینه این منابع مالی

و طرح دغدغه های مربوطه، پیشنهادمان را ارائه نماییم.

اگر دیدیم که پیشنهادات قابل قبول می باشند، می توانیم درمورد مسائلی صحبت کنیم که برای آن ها

مهم است که درون سازمان باقی بماند.

گاهی اوقات برخی افراد هستن که حضور و باقی ماندن ایشان در شرکت موجب می شود که فرهنگ سازمانی

حفظ شود و انگیزه پرسنل افزایش یابد. در مورد این موضوع می بایست با تیم و صاحبان سابق شرکت مذاکره کرد.

نکته دیگر اینست که می بایست از راهنمایی و مشورت یک وکیل هم استفاده کنیم برای اینکه

بتوانیم در زمینه تنظیم قرارداد ها و تدوین اسناد، درست گام برداریم.

به خاطر داشته باشید که می بایست با پرسنل آن شرکت هم مذاکرات و ملاقات هایی داشته باشیم.

در ابتدا بصورت جمعی و بعد می تواند بصورت فردی هم انجام شود تا ایشان هم بدانند که چه تغییراتی

قرار است صورت گیرد و یا اینکه این سازمان چه چشم اندازی خواهد داشت.

چون پرسنل اگر احساس کنند که شرکت یا سازمانشان رو به فرو رفتن در قهقرا می باشد

و فروشش به علت ورشکستگی پیشین، به نتیجه نخواهد رسید ممکن است این تصور برای شما صدمات زیادی

را بهمراه داشته باشد.

در اثر انجام این اقدامات است که شما می توانید در مورد خرید یک شرکت یا کسب و کار برنامه ریزی داشته باشید.

 

در این گونه زمینه ها می توانید از همکاران ما درخواست مشاوره داشته باشید

و کتابها و جزواتی که من و گروه پریمیوم در این زمینه ها تدوین نموده ایم را

از طریق تماس با سرکار خانم دولتداد، کارشناس بخش تألیفات

و coaching گروه پریمیوم (09120815155) و جناب آقای روحانی،

مدیر بخش برنامه ریزی های آموزشی و مشاوره (09120815154) تهیه نمایید.

 

موفق و پیروز باشید

نیما کیمیایی

چگونه در دوران بحران اقتصادی کارآفرین باشیم؟

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

حال کسب و کار خوب نیست و صحبت از بحران اقتصادی درمیان است.

چطور می‌توان از بحران جان به در برد و تهدیدها را به فرصت بدل کرد؟

 

هر تغییر بزرگی که در جامعه ایجاد می‌شود نیازها و ارتباطات جدیدی شکل می‌گیرد.

انسان روزگارِ بحران اقتصادی هم ویژگی‌ها و نیازهای خاص خود را دارد.

سه نکته مهم فروش چیست؟ توجه به نیاز، توجه به نیاز و توجه به نیاز!

 

فیلم گرگ وال استریت را دیده‌اید؟

در یکی از سکانس‌های فیلم، جردن بلفورت در سمیناری که همگی حضار آن

از مدیران درجه اول فروش هستند، خودکاری از جیب در می‌آورد و مدعیان

حرفه فروش را به چالش می‌‌طلبد.

به هر ترتیب بلفورت خودکار را به یک نفر می‌دهد و شخص مقابل شروع می‌کند

به تعریف از آن. «چه خودکار جذاب و جالبی و …». 

جردن می‌گوید: قانع نشدم و خودکار را می‌گیرد و به نفر بعدی می‌دهد.

نفر بعدی هم به توصیف خودکار و تعریف و تمجید از ویژگی‌های آن می‌پردازد.

جردن خودکار را از او هم می‌گیرد و به نفر بعدی ‌می‌دهد و باز او نیز نمی‌تواند

جردن را قانع کند. این در حالی است که در ابتدای فیلم جردن از دوست مواد فروش خود

 می‌خواهد که خودکار را به او بفروشد.

دوستش از او شماره‌اش را می‌خواهد و جردن می‌گوید خودکار ندارم.

دوستش می‌گوید: بفرمائید خودکار. هیچ کسی آن چیزی را که شما می‌فروشید،

نمی‌خرد، افراد آن چیزی را می‌خرند که برای آنها ارزش دارد و به آن نیاز دارند.

 

نیاز را یا باید ایجاد و یا کشفش کنید.

در روزگار بحران اقتصاد نیازهای جدیدی ایجاد می‌شود، تنها باید چشمان تیزبینی

داشت و آن نیازها را پیدا کرد.

 

نیازها در روزگار فروپاشی اقتصاد را کشف کنید!

 کارآفرینی در بحران اقتصادی ممکن است! همه می‌دانند که در دوران رکود،

رفتار مصرف‌کنندگان، که منبع اصلی درآمد کسب و کارها هستند، تغییر می‌کند.

برای مثال برخی خریدها را عقب می‌اندازند یا به جای برخی کالاها، جانشین‌های

ارزان‌تری را خریداری می‌کنند و یا اینکه رفتار مصرفی جدیدی از خود بروز می‌دهند.

باید این رفتارها را کشف کنید!

 

مهمترین بحران اقتصادی تاریخ معاصر آمریکا مربوط به دهه ۱۹۳۰ می‌شود که

با افت شدید بازار بورس در سال ۱۹۲۹ شروع شد.

رکود روبه افزایش در این دوران منجر به ورشکستگی بسیاری از شرکت‌ها و کارخانه‌ها

و به تبع آن بیکاری میلیون‌ها نفر در آمریکا شد. علت اصلی به وجود آمدن این بحران،

عدم هماهنگی میزان تولیدات آمریکا و نیازهای جهانی برای محصولات آن کشور بود.

 

آیا همه کارآفرینان در این شرایط به خاک سیاه نشستند؟ خیر!

یک نیاز جدید گسترش یافت و آن هم میل زیاد به رفتن به سینما برای پناه بردن

به داستان و تخیل و رهایی از واقعیت بود!

در زمان رکود بزرگ امریکت حدود ۶۰ تا ۸۰ میلیون نفر هر هفته به سینما می‌رفتند.

به همین جهت نیز در طول سال ها همواره به صنعت سرگرمی و سینمای هالیوود

به عنوان یک ماشین پول‌سازی نگاه شده است که حتی در بدترین شرایط اقتصادی نیز

به چرخش خود ادامه می‌دهد.

کارآفرینانی که به حوزه سینما پناه بردند جان سالم به در بردند و حتی پولدارتر شدند!

 

چابک باشید و بفروشید!

تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که در روزگار بحران اقتصادی باید به اولویت و نیازهای

جدید توجه کرد، می بایست خلاق و شجاع هم بود.

اما یک نکته خیلی خیلی مهم هم فراموش نشود: در روزگار بحران چابک باشید!

 

هر آنچه که هزینه‌های ضروری کسب و کار را کاهش دهد ولی از کیفیت کار کم نکند

نشان از «چابکی» کسب و کار دارد!

مدیران کسب و کارها در روزهای بد اقتصادی به دلیل نیاز سریع و لحظه‌ای به اطلاعات

و اینکه نمی‌خواهند سازمانشان متورم شود، دچار لایه‌بندی شود و بروکراسی در آن راه بیافتد،

می‌خواهند از هر نوع پیچیدگی به دور باشند.

آنها می‌خواهند ساده باشند. ساده کار کنند، اطلاعات را ساده دریافت کنند و ساده و سریع

تصمیم بگیرند. یعنی هزینه‌ها را کاهش دهند، وقت‌شان را تلف نکنند و سریع نتیجه بگیرند!

 

برای اینکه کسب و کارتان چابک شود در دفتر کار مجازی راهکار مشخصی وجود دارد.

دفتر مجازی با دو سرویس عمده تلفن گویا و منشی مجازی برای روزهای سخت و بحرانی اقتصاد

یاری‌رسان کسب‌وکارها خواهد بود.

سرویس تلفن گویا دفتر شما بدون نیاز به نصب هیچگونه نرم افزار، سخت افزار، سیم کشی

و یا حتی خرید خط تلفن، کلیه امکانات ارتباطی سیستم تلفن گویا را فراهم می‌آورد.

سرویسمنشی مجازی دفتر شما هم اپراتوری است که بدون اینکه در محل کار حضور داشته باشد،

به صورت حرفه‌ای تمامی تماس‌های کاری را مدیریت می‌کند و کسب‌وکارها را از استخدام منشی

و هزینه‌های حقوق، بیمه و مزایا، اجاره دفتر کار و خریداری تجهیزات اداری بی‌نیاز می‌کند.

 

با آرزوی موفقیت و شادکامی برای همه شما همراهان گرامی

 

رؤیا دولتداد

کارشناس بخش تألیفات و coaching گروه مشاورین پریمیوم

برای بهبود فردیمان چگونه نگرش خود را نسبت به مسائل عوض کنیم؟

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

از کجا شروع کنیم؟

به جای اینکه زیاد کار کنید، هوشمندانه کار کنید.

افراد موفق ممکن است به میزانی مساوی با افراد دیگر کار کنند،

ولی یاد گرفته اند هوشمندانه کار کنند.

ایشان نگاه معمولی به مسائل ندارند؛ بلکه نگاهشان به مسائل،

نگاهی استراتژیک می باشد.

در ابتدا شما باید نگرش خود را  نسبت به مسائل عوض کنید.

تکنیک تغییر نگرش

ابتدا بایستید و به محیط خود نگاه کنید. سپس بالای یک صندلی بایستید

و از بالا به محیط نگاه کنید.

چه می بینید؟

نگاهتان به محیط چه تفاوتی با زمانی که بر روی زمین ایستاده بودید، دارد؟

دقت کنید که چه چیزهایی را می بینید که قبلاً نمی دید یا چه چیزی به چشمتان می آید؟

 

چیزهایی که از بالای صندلی می بینید، قبلاً هم وجود داشته اند؛ ولی

در زاویه دیدتان قرار نداشته است. زندگی شما هم به همین صورت می باشد.

موفقیت، فرصت و چیزهای دیگر در بازار و زندگی شما به وفور وجود دارد، اما

در زاویه دید شما نیستند.

از این رو، قادر به کشف آن فرصت ها نیستید و از دست شما می روند.

 

بنابراین، شما باید نوع نگاه و نگرش خود را به مسائل تغییر دهید تا

بتوانید چیزهایی که قبلاً هم در بازار وجود داشته و آدم های بزرگ دیده اند، را ببینید.

به عنوان مثال، سعی کنید نگاه یک مدیر را داشته باشید و مانند یک مدیر به مسئله نگاه کنید.

قاعدتاً چیزهایی را می بینید که یک انسان معمولی قادر به دیدن آن ها نیست.

هرکسی تمایل به داشتن این نوع نگاه و نگرش ندارد و برای این کار

نیاز به وجود اشتیاق و انگیزه می باشد.

کسی که می خواهد خودش را بهبود ببخشد، باید یاد بگیرد تجزیه و تحلیل بکند.

ارتباط با انسان ها، بازی تجزیه و تحلیل است. سعی کنید خودتان را بشناسید،

ایرادهای خود را ببینید و آن ها را به صورت مکتوب دربیاورید.

یک مدیر بزرگ، خوب می نویسد.

راز موفقیت، تجزیه و تحلیل مسائل و نوشتن آن ها می باشد.

اگر قصد دارید هوشمندانه کار کنید، ابتدا یاد بگیرید چگونه بنویسید.

.

ادامه مطلب فوق را می توانید در کتاب مهندسی بهبود و توسعه فردی

که به زودی توسط گروه مشاورین پریمیوم منتشر خواهد گردید، مطالعه فرمایید.

جهت رزرو یا خرید کنب، با کارشناس بخش تألیفات ما

(سرکار خانم دولتداد 09120815155) تماس حاصل فرمایید.

 

موفق و پیروز باشید

نیما کیمیایی

گروه مشاورین پریمیوم

 

چگونه در کوشش برای اهدافمان از خط خارج نشویم؟

توسط گروه مدیران پریمیوم گروه مدیران پریمیوم بدون دیدگاه

طرح‌های اگر/هنگام-پس

 

این درک که تداعی‌های پیش-القایانه ایجاد کرده اند، می‌تواند برای ما سود شخصی

بیشتری به همراه بیاورد، حتی اگر ما نمایش‌نامه نویسان تبلیغاتی زیرک یا دانشمندان مشهور روسی نباشیم.

هرچند وقت یکبار، ما اهدافی برای خودمان مشخص می‌کنیم، اهدافی برای رسیدن،

استانداردهایی برای برآورده ساختن و گذشتن از آنها. اما اغلب امیدهای ما محقق نمی‌شود،

چرا که ما در رسیدن به اهداف شکست می‌خوریم.

 

 یک دلیل به خوبی بررسی شده برای این دشواری وجود دارد:

هرچند ایجاد یک قصد مهم است، اما این فرایند به تنهایی برای اینکه باعث شود

ما تمام گام‌های لازم برای رسیدن به یک هدف را برداریم نا‌بسنده است.

مثلاً در سلامتی تنها نیمی از اوقات‌، ما نیت‌های خوبمان را به انواعی مراحل فعال

تبدیل می‌کنیم.

نرخ‌ مأیوس کننده موفقیت‌ها، به چندین شکست بر می‌گردد. نخست، گذشته از

گاهی فراموش کردن یک نیت (مثلاً برای بیشتر تمرین کردن)، ما اغلب، لحظات به‌ موقع

یا محیط‌های مناسب برای رفتارهای سالم را تشخیص نمی‌دهیم، مانند استفاده از پله‌ها

به جای استفاده از آسانسور.

دوماً ما اغلب در کوشش برای اهداف از خط خارج می‌شویم، توسط فاکتورهایی

مانند روزهای پرمشغله خاص) که ما را از هدفمان منحرف می‌کنند.

 

خود-اظهاری‌های استراتژیک

خوشبختانه دسته‌ای از خود-اظهاری‌های استراتژیک وجود دارد، که می‌تواند

به این مشکلات به طور پیش-القایانه فائق آید. این اظهارات نام‌های گوناگونی

در کاربرد پژوهشی دارند، اما من می‌خواهم آن ها را طرح‌های “اگر/هنگام –پس” بنامم.

آن ها برای کمک به ما در رسیدن به یک هدف توسط آماده کردن ما طراحی شده‌اند:

1 برای ثبت نشانه‌های مشخص در برنامه‌ها جایی که ما می‌توانیم هدفمان را پیش ببریم

 2 اتخاذ یک اقدام مناسب با انگیزش توسط نشانه‌ها و سازگار با هدف.

 

فرض کنید که می‌خواهیم وزن کم کنیم. یک طرح اگر/هنگام-پس می‌تواند چنین باشد

“اگر/هنگامی که پس از خوردن ناهار کاری، خدمتکار می‌پرسد که آیا من می‌خواهم

دسر میل کنم، پس من چای نعنایی سفارش می‌دهم” اهداف ما همچنین می‌تواند

به طور  مؤثر با استفاده از این طرح‌ها به دست آید. وقتی که از افراد مبتلا به

صرع که با مداومت در برنامه‌های درمانی خود مشکل داشتند، خواسته شد که

یک طرح اگر/هنگام-پس ترتیب دهند، برای مثال “هنگام ساعت هشت صبح

و وقتی که مسواک زدن را تمام کردم، پس من قرص‌هایی که برایم تجویز شده را

خواهم خورد” تبعیت از 55% به 79% افزایش پیدا کرد.

 

دیگر چیز جالب درجه‌ای است که تا آن حد، طرح‌های اگر/هنگام-پس نسبت به اظهار نیت

ساده یا برنامه‌های اقدام، برتری دارند. مانند “من می‌خواهم در این ماه پنج پوند وزن کم کنم”

یا “من می‌خواهم با پرهیز از شیرینی وزن کم کنم”.

 صرفاً گفتن یک نیت برای رسیدن به یک هدف یا حتی شکل دادن یک برنامه معمولی،

غالباً احتمال کمی برای موفقیت دارد.

 

دلایل خوبی برای برتری طرح‌های اگر/هنگام-پس وجود دارد:

ترتیب گذاری خاص عناصر درون برنامه‌ها می‌تواند به ما کمک کند تا دشمنان قدیمی رسیدن

به اهداف را شکست دهیم.

   جمله پردازی اگر/هنگام-پس برای قراردادن ما در هوشیاری بالایی برای یک زمان یا شرایط خاص

طراحی شده است، زمانی که یک اقدام سازنده می‌تواند انجام پذیرد.

نخست برای توجه به زمان یا شرایط مطلوب آماده می‌شویم و دوم برای ارتباط دادن آن به طور خودکار

و مستقیم با اقدام مطلوب.

طبیعت خود-تطبیقی این فرایند پیش-القایانه باعث می‌شود که در خودمان آمادگی تشدید شده‌ای

برای نشانه‌های خاصی که از پیش نشان‌گذاری کرده‌ایم مستقر کرده و تداعی نیرومندی را که ما از پیش، ‌

بین آن نشانه‌ها و یک اقدام سودمند به سوی هدفمان ساخته‌ایم بکار گیریم.

 

این مطلب برگرفته از کتاب “پیش القایی” می باشد که به زودی توسط گروه مشاورین پریمیوم

برای اولین بار در کشور منتشر خواهد شد.

 

موفق و مؤید باشید

رؤیا دولتداد

کارشناس بخش تألیفات و Coaching گروه مشاورین پریمیوم